close
تبلیغات در اینترنت
سایت عاشقانه توت فرنگی - 6

ورود به پنل کاربري

    نام کاربری :
    رمز عبور :

نظرسنجي

    از چه موضوع سایت بیشتر خوشت میاد؟




نوشته هایم




    نوشته هایم را که میخوانی

    دلخوش نباش از اینکه

    مخاطبم

    تویی

    زیاد شدن نوشته هایم ینی :

    بی حدیه نامردی های تو

قبر های این شهر




    بر تمام قبر های این شهر

    بوسه بزن

    شاید به یاد بیاوری

    کجا مرا جا گذاشتی...

    من در تنها ترین قبر این شهر خفته ام

    صدای کلاغها را می شنوی؟

    دارند برایم فاتحه می خوانند

نه باران می بارد و نه تو بر می گردی





    نه باران می بارد و نه تو بر می گردی


    چه نگاه دلواپسی دارد این عشق
    چه نگاه دلواپسی ...
    هر روز
    از درختان غبار آلودِ همین خیابان خسته سراغت را می گیرم
    همین درختان که دیری است رد پای عبور و حضور تو را از یاد برده اند
    کجایی ؟
    به کجا رفته ای ؟

    و تا چندمین روز اینهمه سال بی باران باید به جستجوی تو باشم ؟
    دوباره نگاهم می کنند
    همین درختان خسته
    صبور و ساکت فقط نگاهم می کنند !
    به خانه بر می گردم
    و باز همان لبخند همیشگی به سلامم پاسخ می گوید
    همان لبخند همیشگی ...
    که آن را چون طنین ترانه ای بر تاقچه خانه ام به یادگار گذاشته ای
    روبروی پنجره می نشینم
    بی آب و بی آفتاب
    نه باران می بارد و نه تو بر می گردی
    اما تعجب می کنم
    که پس از اینهمه سال بی باران

    چرا این گلدان کوچک
    که آن را بر تاقچه این خانه ی خسته به یادگار گذاشته ای گل را فراموش نمی کند...

دروغ آمدن


    دوباره آمده ای
    اینبار شیرین تر از قبل دروغ میبافی
    زیرکانه تر لبخند میزنی و دلبرانه تر ناز میکنی
    اما..
    نازنین
    بعد از رفتنت دلم مرد
    مدتهاست که دیگر مغزم تصمیم میگیرد نه دلم
    پس لوند و دلبرانه که هیچ
    عاشقانه و صادقانه هم که بیایی
    من دیگر نیستم


صدقه ...


    خسته کنار صندوق صدقه ایستادم
    دستمو بردم از جیبم اسکناسی بیرون آوردم
    در حین انداختن اسکناس
    متوجه نوشته روی صندوق شدم :
    صدقه عمر را زیاد میکند
    ،
    منصرف شدم و رفتم ...

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد