close
تبلیغات در اینترنت
سایت عاشقانه توت فرنگی - 39

ورود به پنل کاربري

    نام کاربری :
    رمز عبور :

نظرسنجي

    از چه موضوع سایت بیشتر خوشت میاد؟




دل نمیدم دیگه به این رابطه ...


    دل نمیدم دیگه به این رابطه

    اما یادت باشه که این آدما

    کم نبودن پیشم ولیکن شما

    نیستید مثل اون روزای طلایی

    کی گفته سه تا بخش داره جدایی

    جدایی هر غمش هزارتا بخشه

    دل میسوزونه مث آذرخشه

    من هر چی دوست دارم تموم شه نامه

    دلـــم میاد بازم مــــیده ادامــــه

    دیگه تموم شد اون همه غم و رنج

    وقت قرار و شوق ساعت پنـــج

    برو پیش هرکسی که دوست داری

    حق نداری اسم منم بیاری

    بخوای ٬ نخوای زود برو به سلامت

    خدا کنه بین ماها قضاوت . . .

خیلی سخته ...


    خیلی سخته بودن تو واسه اون بشه عادت


    دیگه بوسیدن دستات واسه اون بشه عبادت


    خیلی سخته كه دل تو نكنه قصد تلافی


    تا كه بین دوپرستو نباشه هیچ اختلافی


    خیلی سخته اونكه دیروز واسش یه رویا بود


    باز یادش رفته كه واسش تو تموم دنیا بودی


    خیلی سخته بری یكشب واسه چیدن ستاره


    ولی تا رسیدی اونجا ببینی روزشد دوباره


    خیلی سخته كه من وتو همیشه باهم بمونیم


    آنقدعاشق كه ندونن دیوونه كدوممونی....

یه شب که خواب بودم ...


    یه شب که خواب بودم

    ازاین عالم جدابودم

    به فکرعشقی نبودم

    راحت بودم،رهابودم

    توآمدی توزندگیم

    گفتی:میخوام باتوباشم

    گفتی:میخوام کنارتوازادماجداباشم

    گفتم:نمیتونه دلم،گفتی منم مثل توام

    دارم ازآدماخسته میشم،دنبال راه چاره ام

    گفتی که چاره ام تویی

    مرحم زخم من تویی

    مییدونستم توهم مثل همه ی آدمای دنیاقلبموتنها

    میزاری

    شایدهم مثل همه غم روی غم هام بزازی

    ولی بازم نمیدونم چی شدکه یهو شدی عزیز من

    تابه خودم اومدم،دیدم برات میمیرم،حالاکه عاشقت شدم،

    پشتموخالی میکنی!


دیوانه ...


    گاهی که دلتنگ می شدم


    می گفتی: دلتنگی هایت را بنویس !

    روزها می نوشتم ...
    گفتند ” شــــاعــــــر” شده ام !..."عاشق "شده ام!!!

    ولی من شعر نمیگفتم...

    فقط دلتنگیهایم را...

    حرفهایم را...

    هر انچه که میخواستم با تو بگویم و تو...

    هیچگاه وقتش را نداشتی...نخواستی...نشنیدی...


    همه را حبس کردم ، تمام حرفهایم را حبس کردم در واژها ! همین..!

    روزها میگذرد....دیگر واژه ای نمانده ... شاعری نمانده

    از دلتنگی ات “دیـــــــوانــــه” شده ام !!

گاهی ...


    گاهی عکسی را می سوزانیم.

    گاهی عکسی ما را می سوزاند.

    گاهی با دیدن یک عکس ساعت ها گریه می کنیم.

    گاهی سالها با یک عکس زندگی می کنیم

    و گاهی دیدن یک عکس یـعـنــی پــایـــان…..!


عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد