close
تبلیغات در اینترنت
سایت عاشقانه توت فرنگی - 29

ورود به پنل کاربري

    نام کاربری :
    رمز عبور :

نظرسنجي

    از چه موضوع سایت بیشتر خوشت میاد؟




دنیا ...


    دنیا محل خطرناکی است , اما نه‌ بخاطر اعمال شیطانی که صورت میگیرد ،

    بلکه بخاطر انهایی که میبینند ولی‌ کاری انجام نمیدهند .

    ((آلبرت انشتین))

     

دخترک و کفش قرمز ...


    دخترک طبق معمول هر روز ،جلوي کفش فروشي ايستاد و به کفش هاي قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته هاي چسب زخمي که در دست داشت خيره شد

    ياد حرف پدرش افتاد :
    اگر تا پايان ماه هر روز بتوني تمام چسب زخم هايت رابفروشي آخر ماه کفش هاي قرمز رو برات مي خرم.
    دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت:
    يعني من بايد دعا کنم که هر روز دست و پا يا صورت 100 نفر زخم بشه تـــــا...
    بعد شانه هايش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت:

    نه... خدا نکنه ، اصلآ کفش نمي خوام ...

     

     

پیرزن اشغالگرد ...


    یه گونیِ بزرگ - خــــیلی بزرگ - پر از خرت و پِرتو به پشت کشیده بود و میرفت ، پیر زن . . .

    نمی دونم چند وقت بود که شبا ، همون موقع ها ، همون طرفا میدیدمش ،

    پیرزنی که آشغالگردی میکرد و سرش همیشه پایین بود

    چندباری هم روزا ، دیده بودمش ؛

    اوّلها کمتر خمیده بود و صافتر راه میرفت ، کمتر مچاله بود . . .


    دیشب برا بارِ هزارم دیدمش ... تو خیابون فقط من بودم و اون ؛

    فاصلۀ بین سطلایِ آشغالِ بزرگ شهرداری رو به سختی طی میکرد

    از کنارش که میگذشتم ، تنم رد شد ولی ذهنم همونجا قفل کرد و موند ؛

     

     

    ادامه داستان در ادامه مطلب

     

داستان رضا شاه و شفا یافته


    روزی رضاشاه با هیات همراه در حال حرکت به سوی جنوب بوده که سر راه از یزد رد می شود
    و میبیند که مردم زیادی در آن جا گرد هم جمع شده اند.
    رضا شاه به جلو می رود و از حاضرین می پرسد که چه خبر شده..؟؟

    در پاسخ می گویند که: آخوند فلان مسجد یک دعایی خوانده که کور مادرزاد را شفا داده است.

    رضا شاه می گوید: آخوند و فرد شفا یافته را بیاورید تا من هم ببینم. چند دقیقه پس از آن، آخوند را به همراه یکی دیگر که لباس دهاتی به تن داشت و شال سبزی به کمر بسته بود را نزد رضاشاه می برند.

     

     

    ادامه داستان در ادامه مطلب

     

بدی کن ...


    همیشه از درونم کسی

    باز می دارد مرا از تلافی

    هرچه دلت می خواهد

    بدی کن

     

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد