close
تبلیغات در اینترنت
سایت عاشقانه توت فرنگی - 17

ورود به پنل کاربري

    نام کاربری :
    رمز عبور :

نظرسنجي

    از چه موضوع سایت بیشتر خوشت میاد؟




هوای دفترم امشب هوای دلتنگی است


    هوای دفترم امشب هوای دلتنگی است
    غرور و بغض و نیازم غریق یکرنگی است

    دچار می شوم اینجا ... دچار یک غربت
    تمام ثانیه هایم اسیر این جنگی است،

    که در گرفته میان گریز و جا ماندن
    در این هوای تمنا، چه جای دلسنگی است؟

    بهانه های قدیمی هنوز بیدار
    برای من که غرورم شکسته این ننگی است

    نباید از تو بگویم ... نباید از تو بخوان
    غرور لعنتیِ من دچار بیرنگی است

    گذشته بودم و با خود خیال می کردم،
    فقط تویی که هوایت هوای دلتنگی است

    هنوز بعدِ فراقی که بین ما افتاد،
    گمان ساده ی خامم به فکر همرنگی

    به سوی خاطره هایی که از دلی سنگی است


هنوز داغم نمیفهمم دوباره پشت پا خوردم


    هنوز داغم نمیفهمم دوباره پشت پا خوردم
                           بهم میگفت دوسم داره ، گذاشت و رفت و جا خوردم

     

     مثل یه آدم گیجم ، به یه نقطه شدم خیره
                           ازم دلخور نبود اما ، چرا نگفت داره میره

     

     چقدر ساکت برید از من ، ندیدم که معطل شه
                           معمای عجیبی بود ، چقدر خوبه اگه حل شه

     

     نه اشکش رو در آوردم ، نه از عشقم فراری بود
                          یعنی هر چی بهم میگفت ، تمومش سر کاری بود

     

     نمیدونم با کی رفته ، شاید تنها سفر کرده
                          هنوز هیچ چیزی معلوم نیست ، شاید دوباره برگرده

     

     حالا موندم با تنهایی ، شبا گریه و بیداری
                          فقط یک گوشه میشینم ندارم حس هیچ کاری

     


تا شقایق هست زندگی باید کرد ...


     

    تا شقایق هست زندگی باید کرد ...
    چه کسی می گوید شقایق مرده است؟
    که شقایق ها مرده اند؟؟؟
    و شقایق هنوزم هم هست ...
    و شقایق ها هنوزهم هستند ...
    شقایق را باید نه با چشم تن که با دیده ی دل نگریست!
    با چشم دلت نگاه کن!
    می بینی؟
    دشت شقایق لانه کرده بر لبان عاشقی که به معشوقش لبخند می زند را می بینی؟
    با چشم دلت نگاه کن!
    آن زمان ،شقایق که هیچ،دنیادنیا شقایق خواهی دید!
    فقط نگاه کن ...

اشتباه بزرگ ...


    چـه اشـتـبـاه بـزرگـیسـت

    تلخ کردن زندگی خود بـرای کـسـی کـه

    در دوری مـا شـیـریـن تـریـن لـحـظـات

    زنـدگـیـش را سپری مـی کـند

     


کاش بودی


    نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن . . . .

    ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

     کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

    کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

    و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

    میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

    کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

    میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

    میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت....


عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد