close
تبلیغات در اینترنت
سایت عاشقانه توت فرنگی - 11

ورود به پنل کاربري

    نام کاربری :
    رمز عبور :

نظرسنجي

    از چه موضوع سایت بیشتر خوشت میاد؟




صبر



    برای دیدن چشمانت
    برای لمس دستانت
    برای با تو بودن
    تا قیامت صبر خواهم کرد
    فرقی نمی کند امروز باشد یا در فرداها
    یقین در من موج می زند که روزی با تو خواهم بود …


غربت باران

اسراف

دو دوست ...


    دو دوست در بیابان همسفر بودند ، در طول راه با هم دعوا کردند ، یکی به دیگری سیلی زد ، دوستی که صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هیچ حرفی روی شن نوشت : امروز بهترین دوستم بهم سیلی زد ، آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه ای رسیدند و تصمیم گرفتند حمام کنند ، ناگهان دوست سیلی خورده به حال غرق شدن افتاد ، اما دوستش او را نجات داد ، او بر روی سنگ نوشت : امروز بهترین دوستم زندگیم را نجات داد ، دوستی که او را سیلی زده و نجات داده بود پرسید : چرا وقتی سیلی ات زدم بر روی شن و حالا بر روی سنگ نوشتی ؟ دوستش پاسخ داد : وقتی دوستی تو را ناراحت میکند باید آن را بر روی شن بنویسی تا بادهای بخشش آن را پاک کند ، ولی وقتی به تو خوبی میکند باید آن را بر روی سنگ حک کنی تا هیچ بادی آن را پاک نکند ...

پسرک واکسی


    دلم بحال پسرک سوخت که وقتی گفتم :

    کفش هایم را خوب واکس بزن

    گفت:

    خاطرت جمع مثل سرنوشتم برایت سیاهش میکنم


عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد