تبلیغات در اینترنتclose
داستان کوتاه عاشقانه

درحال بارگذاری ....
به انجمن تخصصی تخصصی داستان کوتاه عاشقانه خوش آمدید.شما در این انجمن میتوانید پاسخ سوالات خود را بیابید وارد یا عضو شوید
پنل کاربری
نام کاربري :

پسورد :

عضويت | فراموشي رمز عبور
ارسال پاسخ جدید
katayoon
آفلاین

ارسال‌ها :2
عضويت: 25 /4 /1394
داستان کوتاه عاشقانه

پسر همیشه از صدای بلند قطار شکایت میکرد. یک روز دید دختری آن طرف ریل با وجود صدای بلند قطار لبخند بر لب دارد! خیلی تعجب کرد...بعد اورا هر روز دید.....باز با همان لبخند!!!یک روز تصمیم گرفت به سمت دختر برود رفت و فهمید: دختر ناشنواست....اما ترکش نکرد....او حالا دیگر قدر چشمان مهربان و لبخندش را داشت...!!!
پنجشنبه 25 تیر 1394 - 05:26





برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.