تبلیغات در اینترنتclose
هر چه مــیخواهد دل تـــنگت بــگو .....

درحال بارگذاری ....
به انجمن تخصصی تخصصی هر چه مــیخواهد دل تـــنگت بــگو ..... خوش آمدید.شما در این انجمن میتوانید پاسخ سوالات خود را بیابید وارد یا عضو شوید
پنل کاربری
نام کاربري :

پسورد :

عضويت | فراموشي رمز عبور
ارسال پاسخ جدید
lovefati
آفلاین

ارسال‌ها :14
عضويت: 6 /7 /1391
محل زندگي:.........
سن:17
شناسه ياهو:
تشکرها :3
تشکر شده :12
هر چه مــیخواهد دل تـــنگت بــگو .....

سلام بچه ها

این تایپیک ی بهونست ک اینجا جمع بشیم و چیزای تو دلمونو بریزیم بیرون پس هر چی تو دلتونه رو میتونین اینجا بنویسین یا ب قول معروف:

""هر چه میخواهد دل تـنــــــگت بــــــــــگو""

امیدوارم ک خوشتون بیاد :D

تشکر شده تشکر شده:
2 کاربر از lovefati به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند: taniya-9166 - yasamiiin -

nasim
آفلاین


ارسال‌ها :12
عضويت: 13 /9 /1391
محل زندگي:tehran
شناسه ياهو:
تشکرها :4
پاسخ 1 :
هر چه مــیخواهد دل تـــنگت بــگو .....
راستش دلم گرفته    .خیلی هم گرفته .نمیدونم چی بگم  ! .خسته ام از ادم هایی که حرف از انسانیت میزنن  ... خسته ام


[right]و این نیز بگذرد ...

[/right]
nasimaram
آفلاین


ارسال‌ها :3
عضويت: 28 /10 /1391
پاسخ 2 :
هر چه مــیخواهد دل تـــنگت بــگو .....
منم خسته ام از لبخند به عشقم که تا دیروز فکر میکردم که با تمام وجودش عاشقم هست ولی تازه فهمیدم که او اصلا نمیدونه عشق چیه:48:


سه شنبه 03 بهمن 1391 - 12:01
nasimaram
آفلاین


ارسال‌ها :3
عضويت: 28 /10 /1391
پاسخ 3 :
هر چه مــیخواهد دل تـــنگت بــگو .....
دلم تنگه از ادمای خوش ظاهر و بد باطن:48:
سه شنبه 03 بهمن 1391 - 12:08
soobako
آفلاین


ارسال‌ها :59
عضويت: 9 /7 /1391
تشکر شده :9
پاسخ 4 :
هر چه مــیخواهد دل تـــنگت بــگو .....
مرگ انسان زمانیست که ،
نه شب بهانه ای برای خوابیدن دارد

و نه صبح دلیلی برای بیدار شدن



یکشنبه 15 بهمن 1391 - 18:11

تشکر شده تشکر شده:
1 کاربر از soobako به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند:nasim -

soobako
آفلاین


ارسال‌ها :59
عضويت: 9 /7 /1391
تشکر شده :9
پاسخ 5 :
هر چه مــیخواهد دل تـــنگت بــگو .....
آموخته ایم که با پول :


میتوان خانه خرید... ولی آشیانه نه
میتوان رختخواب خرید... ولی خواب نه
میتوان ساعت خرید... ولی زمان نه
میتوان مقام خرید... ولی احترام نه
میتوان کتاب خرید... ولی دانش نه
میتوان دارو خرید... ولی سلامتی نه
میتوان آدم خرید... ولی دل نه
یکشنبه 15 بهمن 1391 - 18:13

تشکر شده تشکر شده:
1 کاربر از soobako به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند:nasim -

nasim
آفلاین


ارسال‌ها :12
عضويت: 13 /9 /1391
محل زندگي:tehran
شناسه ياهو:
تشکرها :4
پاسخ 6 :
هر چه مــیخواهد دل تـــنگت بــگو .....
soobako جان دمت گرم که با این حرفای قشنگت دممونو گرم کردی.

[right]و این نیز بگذرد ...

[/right]
mali
آفلاین


ارسال‌ها :4
عضويت: 10 /4 /1392
سن:18
تشکرها :12
tameshk
آفلاین


ارسال‌ها :1
عضويت: 17 /5 /1392
پاسخ 8 :
هر چه مــیخواهد دل تـــنگت بــگو .....
بعضیها میگویند : کسانیکه در جستجوی نیمه دیگر خود هستند عاشق میباشند اما هدف عشق نه نیمه است و نه تمامی ، اگر این نیمه و تمام در عین حال خوب نباشد ، مگر نه اینست که مردم با رضا و رغبت به بریدن دست و پای خود تن در میدهند وقتیکه این دست و پا که اعضای بدن هستند فاسد و مضر شده باشند . پس صحیح نیست که بگوییم هر کسی در جستجوی آن چیزیست که متعلق به خودش میباشد مگر اینکه در عین حال معتقد باشیم که فقط خوبی است که متعلق به ما و خویش ماست . بنابراین آنچه مردم دوستش دارند جزخوب چیزی دیگر نمیباشد و بشر میخواهد برای همیشه مالک خوبی باشد و آنرا بدست آورد ، بطور خلاصه عشق عبارتست از اشتیاق به دارا شدن خوبی برای همیشه ، برای ابدی شدن عشق باید زیبایی و خوبی را تولید کرد خواه جسما" و خواه روحا" بنابر این بشر بدنبال زیبایی میگردد تا بتواند در او تولید کند و ابتدا فریفته زیبایی ظاهری میشود و فقط به یک زیبا دل میبندد و ازین دلبستگی افکار و اندیشه های زیبایی در او بوجود میاید و سپس متوجه میشود که زیبایی ظاهری یک فرد با دیگری یکیست وبنابراین اگر قرار باشد که بدنبال ظاهر باشد علت ندارد که یکی را بر دیگری ترجیح دهد و با این دریافت عاشق تمام کسانیکه زیبا هستند میشود ودیگر عاشق 1 نفر نیست ، زیرا یکی در نظر او کوچک و بی معنی جلوه میکند ، سپس متوجه زیبایی روح میشود و آنرا بمراتب بالاتر از زیبایی بدن خواهد شمرد. در این مرحله اگر کسی پیدا شود که روحی زیبا در عین به بهره بودن از زیبایی جسم داشته باشد دل در او خواهد بست و دائم متوجه افکارش میشود و بدین ترتیب به مرحله ای خواهد رسید که زیبایی عوالم معنوی و کوششهای اخلاقی را روءیت میکند . کسیکه زیبایی را طی این مراحل تجربه کند به زیبایی همیشگی و مطلق خواهد رسید و به اعتقاد افلاطون عشق رهبریست که ما را به سمت این زیبایی هدایت میکند و ازین جهت قابل ستایش است

خلاصه اینم از عشق افلاطونی __________________
بگذار تا شیطنت عشق چشمان تورا به عریانی خویش بگشاید،شاید هرچند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را بخاطر آرامش تحمل نکن

پنجشنبه 17 مرداد 1392 - 09:51





برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.